داستان کوتاه کی بیشتر می فهمه!
شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد.
روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست گفت مادرم است. فرمود:
او را شوهر بده. گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش را از زنبیل
بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر
خدا؟
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 16:27 توسط محمدرضا
|
این وبلاگ حاوی داستان های کوتاه است. داستان هایی مختلف از نویسندگان به نام یا گمنام.